نويسنده: Andrew Dlugan
ترجمهی: مهران نصر
تصور کنید در حال برنامه ریزی برای یک سخنرانی در دو هفته دیگر هستید. در ابتدا، به خاطر فرصتی که دارید هیجانزدهاید. با وجود این، خیلی زود، یک احساس ترس شما را در بر میگیرد – موضوع سخنرانی چه باشد؟
خرد متعارف میگوید که دربارهی آنچه میدانید صحبت کنید، اما خرد متعارف فقط تا اندازهای حق دارد و درست میگوید.
این مقاله سه پرسش که باید قبل از انتخاب موضوع بپرسید، و اینکه چطور جواب دادن به آن ها باعث انتخاب موضوعی قابل توجه برای شما و مخاطبانتان میشود را ارائه میکند.
رمز و راز سه پرسش
پیش از اینکه موضوعی برای سخنرانی انتخاب کنید، این سه پرسش را بپرسید:
- آیا من در این زمینه کارشناس هستم؟
لازم نیست که از همه مسائل موضوعی آگاه باشید، اما لازم است که بیشتر از مخاطبانتان دربارهی آن بدانید تا به عنوان یک سخنران معتبر دیده شوید. دانش شما نباید فقط آنچه را که برای گفتن طراحی کردهاید پوشش بدهد، بلکه باید فراتر از آن باشد تا بتوانید با آرامش به پرسشهای بعد از آن نیز پاسخ دهید.
- آیا من نسبت به موضوع علاقه دارم؟
اشتیاق برای ارائه دانشتان دربارهی یک موضوع حکم سوختی را دارد که به ارائه سخنرانی شما قدرت میدهد. ژست، رفتار، چشمانتان، حالت چهره و سطح انرژی شما همه وقتی دارید دربارهی موضوعی که از آن لذت میبرید حرف میزنید ارتقا پیدا میکنند. به همین ترتیب، همه آنها وقتی شما موضوعی پیش پا افتاده و عادی را انتخاب کنید افت میکنند.
- آیا مخاطبان من دغدغه این موضوع را دارند؟
اگر مخاطب ارزشهای خودش را در موضوع شما نبیند، دو امکان وجود دارد. یا آن را نشان نمیدهد، یا نشان داده و بیاعتنایی میکند. در هر دو مورد، شما وقتتان را تلف میکنید. هر سخنرانی موفقی باید ارزشی صریح و روشن برای مخاطب داشته باشد.
تصور کنید دایرة المعارفی از موضوعات بالقوه برای سخنرانی در اختیار دارید. بر اساس پاسخها به سه سوال بالا، شما میتوانید هر یک از آنها را در 8 منطقه موضوع سخنرانی دستهبندی کنید.
خلاصه داستان: شما هم دانش موضوع سخنرانی و هم شور و اشتیاق آن را دارید، و مخاطب هم از شما میخواهد که هر دو را با او شریک شوید.
این بهترین ترکیب است، و سخنرانان با هوش همواره موضوع سخنرانی را به این سمت میبرند، دانشتان از موضوع باعث اطمینان میشود، عشقتان به موضوع باعث علاقه زیاد است، فراتر از آن، مخاطبی مجذوب و گشوده خواهید داشت.
در این منطقه وقتی سخنرانی درباره موضوعی را به پایان میرسانید، چه با استراتژی باشد چه با شانس، شما در موقعیت چشمگیری هستید، حرف زدهاید و جهان را تغییر دادهاید!
اما، چه میشود اگر باید یک سخنرانی ارائه کنید، و موضوعتان هم در منطقه 1 نیست؟ آیا به این معنی است که شما در مسیر شکست هستید؟ گاهی بله و گاهی نه.
منطقه 2: محتوای غنی اما موضوعی خالی از شور و اشتیاق
مزایا: توان کارشناسی شما مستحکم است، و مخاطب برای دانشتان ولع دارد، این خیلی مناسب است.
معایب: در موضوع هیچ چیز نیست که شما را به سر شوق بیاورد، درنتیجه، سخنرانی در این منطقه به صدای یکنواخت و یک زبان بدنی که بیعلاقگی را فاش میکند متمایل میشود. به طور خلاصه، موضوعات منطقه 2 کسالتآورند.
آیا میتوانید شرایط را به وضعیت موضوع منطقه1 تغییردهید؟
دوباره انگیزهای را که باعث شد یک کارشناس بشوید کشف کنید، و علاقهتان را دوباره بدست آورید.
مخاطبان با چشمهای یک آدم تازهکار وارد شدهاند، و موضوع پر از هیجانات ناشناخته است. سعی کنید موضوع را از زوایای مختلف نگاه کنید. اگر این کار دشوار بود، از گروهی از مخاطبان بالقوه درباره علاقههایشان به موضوع سوال کنید. پاسخ آنها باید از طریق یادآوری اینکه آن موضوع پر از پرسشهایی است که نیاز به پاسخ دارند دوباره آتش اشتیاق را در شما برانگیزد – و شما به آنها پاسخ خواهید داد.
منطقه 3: یک موضوع سخنرانی چشمگیر برای مخاطبان متفاوت
مزایا: شما یک متخصص هستید، و دوست دارید نظر کارشناسیتان را با هر کسی که میخواهد گوش کند در میان بگذارید.
معایب: متاسفانه، مخاطبتان در این گروه قرار نمیگیرد.
آیا میتوانید شرایط را به وضعیت منطقه 1 تغییر دهید؟
میتوانید دو رویکرد خیلی متفاوت اتخاذ کنید:
- باید ارزشی را برای مخاطب پیدا کنید. یک روش برای انجام این کار پیدا کردن زمینه مشترک بین موضوع سخنرانی و مطلبی است که دغدغه مخاطب باشد. ترسیم مطابقتها و مهارت دراستعارهها میتوانند به جذاب شدن موضوع سخنرانی برای مخاطب کمک کنند.
- موضوع سخنرانی را برای مخاطبان دیگری نگه دارید، بیرون از آنجا ، در هر جایی، مخاطبی هست که در علاقه شما شریک است و میخواهد آنچه باید میگفتید را بشنود، کافیست به دنبال آنها بگردید.
منطقه 4: موضوعی جذاب برای سخنرانی که شما چیزی دربارهاش نمیدانید
مزایا: شما و مخاطب هر دو واقعا دربارهی درسهایی که قرار است ارائه شوند هیجانزدهاید.
معایب: متاسفانه، نمیتوانید به اندازه کافی هنر خودتان را برای انتقال منطق یا معنی نشان دهید، در واقع، مخاطب ممکن است به اندازه خودتان یا بیشتر از شما در اینباره بداند.
آیا میتوانید شرایط را به وضعیت منطقه 1 تغییر دهید؟
در موضوع سخنرانی شما بر روی زمین بسیار حاصلخیزی ایستادهاید، اینجا هم، دو رویکرد هست که میتوانید انتخاب کنید:
- توان کارشناسیتان را گسترش دهید، این البته در یک شب اتفاق نمیافتد، اما با کار سخت میتوانید به آن برسید. علاقه و یک مخاطب باهوش (که بوجود آورنده آن موضوع منطقه 4 است) یک انگیزه قوی برای موفقیت است.
- محدودیت توان کارشناسیتان را بپذیرید، و فرمت یک سخنرانی سنتی را برای اینجا کنار بگذارید و در عوض امکان بحث را فراهم کنید. با رهبری شما، بحث میتواند امکان راهنمایی مخاطب به سمت شناخت موضوع، جرقههای فکری ایدههای جدید، و جستجو برای گردآوری راه حلها را فراهم کند.
منطقه 5: این سخنرانی را فرد دیگری باید ارائه کند
مزایا: مخاطب مشتاق و پذیرا است
معایب: این موضوع قلب یا فکر شما را هیجان زده نمیکند
آیا میتوانید شرایط را به وضعیت منطقه 1 تغییر دهید؟
احتمالا نه، دستکم نه برای یک مدت بسیار طولانی، شما نیاز دارید برخی از تواناییهای کارشناسیتان را گسترش دهید، اما این کار بدون علاقه داشتن به موضوع کار سختی است. پروراندن شور و اشتیاق بدون حداقلی از توان کارشناسی مشکل است. البته سرانجام ممکن است به آن برسید، اما برای شما عمیق شدن در موضوعات دیگر سودمندتر است، این موضوع را به شخص دیگری واگذار کنید.
هر کاری که انجام میدهید، سعی نکنید از طریق بلوف زدن به طرف سخنرانی منطقه 5 بروید. مخاطب کمبود دانش و انگیزه شما را درک خواهد کرد، و اعتبارتان خدشهدار میشود.
منطقه 6: موضوعاتی که در حقیقت مورد علاقهی شما نیستند
مزایا: شما در موضوع یک کارشناس هستید
معایب: موضوع نه مسئله شما است نه مسئله مخاطبتان
آیا امکان انتقال شرایط به وضعیت منطقه 1 وجود دارد؟
مشکل است. یا باید آتش علاقهتان را برافروزید، یا معناها را برای مخاطب پیدا کنید. اگر شما به یکی از آنها برسید، همان به دیگری هم کمک میکند.
اما، مانند منطقه 5، احتمالا بهتر است که انرژیتان را در جای دیگری صرف کنید.
منطقه 7: سرگرمیهای شخصی نه یک موضوع سخنرانی
مزایا: بخاطر موضوع هیجان زدهاید.
معایب: هنوز یک کارشناس نیستید، و مخاطبتان هم در شیفتگیتان سهیم نیست.
آیا امکان انتقال موضوع به وضعیت منطقه 1 وجود دارد؟
در کمال تعجب باید گفت، شاید، داشتن شور و شوق برای یک موضوع انگیزه زیادی را فراهم میکند، و میتواند شما را برای توسعهی توان کارشناسیتان تحریک کند، به همان اندازه که دلایلی را دنبال میکنید که چرا مخاطب باید به آن توجه کند. در مقایسه با منطقه 5 و منطقه 6، منطقه 7 احتمال بیشتری دارد که یک موضوع سخنرانی سودمند برای شما باشد.
منطقه 8: موضوعاتی شبيه يك نقاشي بي روح
مزایا: هشت یک شماره خوشیمن است
معایب: مسائل را نمیشناسید، و به همان اندازه هم دغدغهای نسبت به آن ندارید. مخاطبتان هم بیتفاوت است.
آیا امکان انتقال وضعیت به شرایط منطقه 1 وجود دارد؟
نه، شما نمیتوانید وقتتان را تلف کنید.
سناریوی نمونه
متاسفانه، بحثهایی که در منطقهی مرگ هستند تقریبا زیادند. سمینارهای اجباری را در نظر بگیرید که کارمندان باید در محل کارشان در آن حاضر باشند. شاید شرکت شما یک مدل آموزشی را خریداری کرده است، و وظیفهتان ارائه آن به کارمندان همکار است. موضوع را خیلی خوب نمیدانید، و برایتان چندان جالب هم نیست. مخاطب هم به اجبار آنجا است، زیرا آنها در واقع دوست ندارند آنجا باشند.
دامنه وسیعی از موضوعات سخنرانی برای شما
خیلی خب، این هم مشقتان:
- یک لیست از ایدههای فکریتان تهیه کنید. خودتان را سانسور نکنید، فهرست میتواند شامل هر چیزی باشد که احتمالا میتوانید دربارهاش صحبت کنید، یا حتی شنیدهاید که شخصی دربارهاش حرف زده است.
- حالا، فهرست را بردارید و با سوال کردن از خودتان موضوعات را در یکی از مناطق دستهبندی کنید:
- آیا من در این موضوع یک کارشناس هستم؟
- آیا من برای این موضوع اشتیاق دارم؟
- آیا مخاطبان من به این موضوع علاقهمندند؟
- موضوعات منطقه 1 بهترین گزینهها هستند. اگر شما هیچ کاندیدی در آن ندارید، مناطق 2 و 3 و 4 را بررسی کنید، و آنچه نیاز است تا شرایط برای منطقه 1 فراهم شود را استخراج و انجام دهید.




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر