گفتهاند سه چیز برای مدت طولانی پنهان نمیمانند، خورشید، ماه و حقیقت. داستان آقای یوهان هری هم در نهایت چنین سرنوشتی پیدا کرد. او برای مدت 9 سال در روزنامهی ایندیپندنت مشغول به کار بود و تقریبا مقالهنویسی موفق به حساب میآمد، هر چند کم و بیش انتقاداتی نسبت به روش کار او وجود داشت.
اما 212 روز پیش بود که سرانجام بعد از افشاگریهای پیگیرانهی چند وبلاگنویس مجبور شد که اشتباهاتش را بپذیرد، و آشکارا انگ سرقت ادبی به او چسبید. اینگونه شد که دورهی جدیدی در زندگیش رقم خورد. اول از همه اعتبارش را از دست داد، و البته دیگر به کارش در روزنامه هم نمیتوانست ادامه دهد.
او متهم بود که از آثار دیگر نویسندگان در کارهایش استفاده میکند بدون اینکه به منابع در مقالههایش اشاره کند. در دو مورد مشخص، در متن مصاحبهای با گیدئون لوی، حرفهایی را به نقل از او در متن آورد که نه مربوط به مصاحبه خودش با او، بلکه از جای دیگری و بدون هیچ اشارهای به منبع نقل شده بود، همین مسئله در مصاحبهای با هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا هم تکرار میشود.
او همچنین متهم شد که محتوای مدخل نام خودش در ویکیپدیا را نیز تغییر داده است.
با اینوجود مدتی پیش ایندیپندنت حاضر شد که یک همکاری تازه را با او آغاز کند، درخواستی که هری آن را رد کرد، و در سایت شخصیش نوشت که میخواهد تاوان اشتباهاتش را خودش بدهد: وقتی شما خطایی مرتکب میشوید باید هزینهاش را هم بپردازید. من مایل نیستم ببینم افراد دیگری که هیچ نقشی در این اشتباهات نداشتهاند، بیگناهند و قابل سرزنش نیستند، بخاطر من مورد انتقاد قرار بگیرند. این ظلمی در حق آنهاست.
در واقع این تصمیم ایندیپندنت مورد انتقاد رسانهها قرار گرفته بود و به نظر میرسید بازگشت او از اعتبار و شهرت روزنامه خواهد کاست.
یوهان هری میگوید که به نوشتن مقالههایش ادامه خواهد داد، و هر جا که بشود آنها را چاپ میکند، همچنین علاقهمند است که بطور جدی تحقیق دربارهی کتابی که قصد دارد بنویسد را دنبال کند.
او یک روزنامهنگار حرفهایست که میخواهد همچنان در شغلش باقی بماند و برای آن بجنگد، اما بیهوده است اگر فکر کنیم خوانندگان هم مجبور هستند دوباره به او اعتماد کنند.






