ادراک نظر دیگران، یعنی موافقت یا مخالفت با آن، میتواند در بیان نظرات خودِ ادراک کننده تاثیر داشته باشد. مثلا مردم ابتدا درباره یک واقعه یا موضوع علاقمندند بدانند که نظر آنها نظر اکثریت مردم است یا نه. اگر احساس کنند که در سمت اقلیت هستند نظر خود را افشا نکرده و درباره آن سکوت میکنند. ادراک اشتباهآمیز در سمتگیری نظر افکار عمومی باعث جهالت چند جانبه می شود.
این جهالت به وضعیتی مربوط میشود که در آن مردم همگی از همفکری ( ضمنی ) خود در مورد یک موضوع ناآگاهند. در این شرایط، تبلیغ برای نظر اقلیت حاکم، به شکل اعجابآوری با تفاهم عمومی روبرو میشود و این استنباط را پدید میآورد که افراد به این نظر گرایش دارند.
به این ترتیب، هر چند ممکن است اشخاص مخالف از نظر تعداد، اکثریت را تشکیل دهند، سکوت آنها، در نهایت، نظر اقلیت را تقویت میکند. این نظریه مارپیچ سکوت ( spiral of silence ) نام دارد زیرا آنها که تصور میکنند در اقلیت هستند، تمایل دارند بیش از پیش سکوت نمایند و مارپیچ سکوت نظر حاکم در رسانه را به نسبت تقویت میکند.
در چنین وضعیتی نظر حاکم میدان بازتری برای خودنمایی پیدا میکند و به حذف تدریجی هر نظر دیگر منجر میشود و به این ترتیب مارپیج سکوت شکل میگیرد.
به نظر میرسد برای گرفتار نشدن در دام مارپیچ سکوت، بهترین روش مقابله بیان واقعی نظرات توسط افراد است و یا حداقل مخالفت کردن با نظری که عقیده واقعی آنها نیست.
در چنین وضعیتی نظر حاکم میدان بازتری برای خودنمایی پیدا میکند و به حذف تدریجی هر نظر دیگر منجر میشود و به این ترتیب مارپیج سکوت شکل میگیرد.
به نظر میرسد برای گرفتار نشدن در دام مارپیچ سکوت، بهترین روش مقابله بیان واقعی نظرات توسط افراد است و یا حداقل مخالفت کردن با نظری که عقیده واقعی آنها نیست.
