کم و بیش همهی ما دوستیهایی را به یاد میآوریم که بخاطر یک بحث کم رنگ شده یا کاملا از دست رفتهاند. بعدا است که آدمها به این فکر میافتند که شاید اصلا موضوع ارزش این حرفها و دلخوریها را نداشته، یا مثلا میگویند کاشکی آن بحث به شکل دیگری پیش رفته بود که هم به نتیجه میرسید و هم ما و دوستمان ازدست یکدیگر دلخور نمیشدیم. اما این اتفاقها هر روز میافتد و دوستیهای زیادی در آتش بحثها خاکستر میشوند، در حالی که اگر فرصتی برای مرور خیلی از این جدالها پیش بیاید - به سادگی میتوان متوجه شد که مسئله فقط اختلاف عقیدهی عمیق یا تفاوت دیدگاه فکری بین دو نفر نیست – در واقع خیلی وقتها این آشنا نبودن یا تن ندادن به قواعد و اصولی برای بحث کردن است که فاصلهها را دورتر از آنچه واقعا هست یا بودهاند نشان میدهد.
یک راه ساده برای دوری از این اتفاقها، آن هم در جامعهای که کمتر روزی پیش میآید که در آن تب یک موضوع برای بحث داغ نباشد، کنارگیری از همهی بحثهاست – راهی که شاید در گذشته سادهتر بود، اما حالا و با گسترش شبکههای اجتماعی و امکانی که ابزارهای رسانههای اجتماعی در اختیار کاربران قرار میدهند، بحثگریزی هم کار سادهای نیست. آن هم در حالی که بخشی از ماهیت رسانههای اجتماعی در دامن زدن به همین بیان عقاید و بحثها تعریف میشود، روندی که قرار است انبوه تودههای رسانههای جمعی را تبدیل به انسانهایی با هویتهای مشخص کند.
اما یک روش دیگر هم هست، یعنی آموختن راه درست و اصولی بحث کردن. کتاب قواعد مباحثه از این نظر یک راهنماست. یک کتاب کوچک و جمع و جور 131 صفحهای با زبانی ساده و روشن که میتواند به ما در آشنا شدن با روش "بحث کردن" درست کمک کند، بحث کردن و نه وارد "مشاجره" یا زد و خورد لفظی شدن.
در مقدمه کتاب آنتونی وستون مینویسد: در این کتاب "بحث کردن" یعنی آوردن دلایل یا شواهد در تایید یک نتیجه. در چنین شرایطی بحث کردن تنها بیان دیدگاههای مشخص یا فقط یک مشاجره نیست. بحث کردن تلاشی برای تایید دیدگاههایی خاص از طریق استدلال کردن است؛ و بحث کردن در این معنا نه بیهوده، که در واقع ضروری است.
کتاب ده فصل دارد، که در فصلهای اول تا ششم نویسنده دربارهی چگونگی ترتیب دادن و ارزیابی بحثهای کوتاه صحبت میکند. عنوان فصل اول کتاب "چگونه یک بحث کوتاه ترتیب دهیم" است که بخشهای فرعی زیر را در خود دارد:
1- فرضیات را از نتیجه تمییز دهید
2- ایدههای خود را به شکل منظم بیان کنید
3- با فرض موثق شروع کنید
4- زبان صریح، دقیق و انضمامی به کار بگیرید
5- از گفتار جهتدار بپرهیزید
6- از واژههای یکدست استفاده کنید
7- هر واژه را فقط در یک معنی به کار ببرید
کتاب در فصلهای 7، 8 و 9 به مقالات مباحثهای میپردازد. فصل 7 دربارهی گام نخست است: یعنی بررسی موضوع. فصل 8 چکیدهای از نکات اصلی یک مقالهی مباحثهای را به دست میدهد. در فصل 9 قواعدی خصوصا در مورد نوشتن مقاله معرفی میشود. اما فصل آخر یعنی فصل 10 دربارهی مغالطات است، یعنی اشتباههایی که در بحث مرتکب میشویم. این فصل خلاصهای از اشتباههای رایج که در سایربخشهای کتاب طرح شدهاند، ارائه میدهد و با نمایهای از اشتباههای موجود در استدلال کردن به پایان میرسد؛ اشتباههایی که ممکن است هر کسی را به راحتی دچارخطا کنند و به همین دلیل بسیار متداولاند و حتی نامگذاری هم شدهاند. مواردی مانند:
جلب ترحم: یعنی با استفاده از جلب ترحم، به جای استدلال، برای بهبود وضعی بکوشیم.
مانند: میدانم که در هیچ کدام از امتحانها نمره نیاوردهام، ولی اگر این درس را نگذرانم، مجبورم تابستان دوباره آن را بردارم. به من نمرهی قبولی بدهید!
یا موارد و عنوانهای دیگری که در این بخش کتاب به آنها اشاره میشود مثل:
عوام فریبی، مصادره به مطلوب، یا شخص ستیزی
همانطور که وستون میگوید، بحث کردن از آن رو ضروری است که از طریق آن میتوان پی برد کدام دیدگاهها از دیدگاههای دیگر بهترند. همهی دیدگاهها یکسان نیستند. برخی نتایج را میتوان با دلایل خوب تایید کرد، ولی برای برخی شواهد ضعیفتری در اختیار داریم. ولی ما اغلب این دو را از یکدیگر تشخیص نمیدهیم. برای رسیدن به نتایج مختلف باید استدلالهای متفاوتی داشته باشیم و سپس این استدلالها را ارزیابی کنیم تامشخص شود که به چه میزان قانع کنندهاند.
بحث کردن در این معنا، وسیلهای برای تحقیق و جستجوست، و کتاب قواعد مباحثه در این راه یک راهنمای مفید است.
نام: قواعد مباحثه
نویسنده:آنتونی وستون
مترجم: نصراله مرادیانی
انتشارات قطره 1391