پیام را میشود خیلی علمی تعریف کرد یا به زبان ساده نوشت منظور از آن هر چیزی است که بین فرستنده و گیرنده رد و بدل میشود.
گاهی فاصله بین فرستنده و گیرنده طولانیست، مثل این پیام کاپیتان C.H Hunter Brown که در سال 1914 در یک بطری به دریا انداخته شد و برای سالهای سال در آبها سرگردان بود، تا همین چند روز پیش که یک ماهیگیر استکاتلندی آن را پیدا کرد.
اینترنت هم بی شباهت به اقیانوس نیست. وبلاگها چطور، آیا آنها را میشود با این بطریهای به آب انداخته شده مقایسه کرد، و پرسید در داستان کاپیتان Brown کدام نقش مهمتر است، پیام کاپیتان، بطری که برای 98 سال از پیام محافظت کرد، یا ماهیگیری که پیام را از دریا گرفت؟
الگوی پیام در بطری همواره به شانس و اقبال ربط دارد. این یکی از مهمترین تفاوتهای ارتباطات دیروز و امروز است. دنیای پیامهای دیروز، جهان پیامهایی بود که در آن هر کسی میتوانست مخاطب باشد. اما در اقیانوس اطلاعاتی امروز که در کمتر از یک ثانیه میلیونها پیام تولید میشود، اگر فرستنده بخواهد به بخت و اقبال برای رسیدن پیامش به مقصد امید داشته باشد - باید گفت نتیجهاش احتمالا جز ناامیدی نخواهد بود.
بنابراین اگر میبینیم که در سالهای اخیر گرایش به وبلاگ نویسی تخصصی بیشتر میشود، در واقع این نتیجهی طبیعی فضاییست که در آن آدمها سعی میکنند تا در میان انبوه بی پایان پیامها به یک نقشهی راه برسند. نقشهای که مانع از گم شدن خودشان و خوانندهها بشود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر