این مطلب در گزارهها باعث شد دوباره به مقالهای که چند ماه پیش خوانده بودم و به نوعی توضیحی بر استراتژی گوگل در دوران مدیریت لری پیج بود رجوع کنم. اما قبل از اینکه به آن بپردازم – بد نیست پاراگرافی از کتاب بیوگرافی استیو جابز را که به دیدار با لری پیج اشاره دارد و به هفتهها و روزهای آخر زندگی جابز مربوط میشود بخوانیم:
پیج آمد، در اتاق نشیمن خانهی جابز نشست، و به ایدههای او برای ساختن محصولات عالی و شرکتهای ماندگار، گوش کرد. جابز آن روز را خوب به خاطر میآورد:
«خیلی راجع به تمرکز صحبت کردیم، و همینطور راجع به انتخاب افراد. اینکه چطور افراد قابل اعتماد را شناسایی کند و تیمی از معاونین قابل اتکا بسازد. راجع به حذفها و ممانعتهایی گفتم که ناچار از انجامشان بود تا شرکتش را از وادادگی یا انباشته شدن از بازیکنهای درجه دو، حفاظت کند. بحث اصلی من تمرکز بود. تعیین این که گوگل میخواهد در دوران بلوغ خود چگونه باشد. همه چیز را پیش چشمش آوردم. بعد گفتم: "کدام پنچ محصول هستند که میخواهی روی آنها متمرکز شوی؟ باقی را دور بریز، چون گوگل را غرق و بدل به مایکروسافتی دیگر میکنند و محصولاتی بیرون میدهید که مؤثرند، ولی عالی نیستند.» (استیو جابز، والتر ایزآکسن، ترجمهی ناصر دادگستر).
اما مقاله فرهاد مانجو در واقع شرح دیدار و گفتگو با دیوید لاوی رئیس دپارتمان تملک و توسعهی سازمانی در گوگل است، یعنی همان بخشی که دربارهی خرید یک شرکت یا ایده در گوگل مسئول مستقیم بوده و تصمیم میگیرد. لاوی با ایدهپردازان جدید، مدیران شرکتهای تازه تاسیس و جوانهایی که با آرزوی استیو جابز، بیل گیتس یا زاکربرگ شدن به سیلیکون ولی میآیند دیدار میکند، آنها در این دیدارها باید با پرسشهای سخت او روبرو شوند، اما برای این تازه واردها به دنیای تکنولوژی این ملاقاتها بهترین فرصت برای معرفی ایدههایشان است، بخصوص وقتی آن شخص دیوید لاوی است و این امید وجود داشته باشد که آنها یک شبه به آرزویشان برسند و بتوانند بخشی از یک اتحاد بزرگ با گوگل بشوند.
مانجو از لاوی میخواهد که یک چشم انداز دربارهی تغییر و تحولاتی که بعد از بازگشت لری پیج به گوگل پیش آمده ارائه کند، بخصوص که به نظر میرسد گوگل در این مدت به یک شرکت کاملا متفاوت تبدیل شده است. از نظر لاوی گوگل پیش از این یک شرکت نامنظم و تجربهگرا بود – یک شرکت که بسیاری از ابتکارهایی را که شروع کرده بود با یکدیگر همپوشانی داشتند، تا جایی که تعجببرانگیز نبود اگر فکر میکردید که اینجا هیچ متصدی مشخصی ندارد – در حالی که حالا منظم و مهاجم شده، و در خیلیها هم ایجاد ترس میکند.
پیج پروژههای زیادی را که در مرکز اهداف و وظایف گوگل نبودند تعطیل کرد. هم زمان، او گوگل پلاس را راه اندازی کرد، که به نوعی مرکز مطمئنی برای همهی دادههای کاربران محسوب میشود. او همچنین سیاست حریم خصوصی گوگل را تغییر داد برای اینکه شرکت بتواند از اطلاعات یک محصول گوگل برای به خدمت گرفتن آگهیها در محصولات دیگر استفاده کند. پیج گوگل را به سمت تولید اسمارتفونها برد، و آن را تبدیل به یک رقیب برای دیگر شرکتهایی کرد که از سیستم عامل اندروید استفاده میکردند. بنابراین گوگل منظمترشده، همانطور که در میدان جنگ سیلیکون ولی هم حالا جنگجویی بیرحمتر است.
لاوی میگوید که گوگل در حال حاضر بر هفت کسب و کار مشخص متمرکز است، و به زودی هم قصد ندارد مورد جدیدی به آن اضافه کند. از نظر او وقتی تیم پیج کارش را شروع کرد، بیشتر کارکنان گوگل به دنبال یک درایت مدیریتی بودند. در حالی که در دههی گذشته گوگل فراتر از یک موتور جستجو در انواع محصولات و خدمات جدید وارد شده بود، و این احساس در شرکت وجود داشت که تمرکز از دست رفته است.
اما هفت کسب و کاری که تیم مدیریتی پیج برای تمرکز انتخاب کردند: جستجو، آگهی، شبکه اجتماعی، اندروید، کروم، یوتیوب، و تجارت مبتنی بر مکان در موبایل بود.
او میگوید حالا وقتی با یک استارتآپ روبرو میشود به مسئلهای که فکر میکند این است که آیا این کسب و کارها در ترکیب با اهداف مشخص ما باعث کمک خواهند شد یا نه. اگر اینطور باشد به آنها علاقهمند میشوم و اگر نه، برای گوگل اهمیتی نخواهند داشت و از آن عبور میکنم.
او در مورد تملک دیگر شرکتها میگوید: دیگر آن روزهایی که گوگل شرکتها را فقط برای ناپدید کردن - بدون بوجود آوردن یک محصول میخرید - سپری شده است. پیج از بخش توسعهی سازمانی انتظار گزارشهای مرتب دربارهی وضعیت شرکتهایی که به تازگی خریداری شدهاند دارد.
از نظر لاوی امروز گوگل میخواهد "عمق" را به محصولاتش اضافه کند. در حالی که در دوران پیش از لری پیج گرایش گوگل پاسخگویی به اهداف کلی بود.
مارسلا باتلر یک مدیر بخش توسعه سازمانی، کسی که مدیریت ادغام شرکتهای جدید با گوگل را به عهده دارد میگوید: پیج کاملا با سمجات منطق استراتژی را در همهی معاملهها پیگیری میکند تا مطمئن شود که با درک درستی این کار انجام شده است. این البته برای یک شرکت بزرگ مسئلهی عجیبی نیست، اما برای گوگل کاری غیر معمول محسوب میشود، شرکتی که به این معروف شده بود که وارد هر ایدهای میشود - فقط چون جالب به نظر میرسد، حتی اگر بازدهی نداشت. سبک مدیریت پیج نشان میدهد که آن دوران تمام شدهاند. این روزها گوگل، یعنی کسب و کار.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر