توماس فریدمن مدتی پیش مقالهای در نیویورک تایمز نوشت با عنوان "خوشامد گویی به اقتصاد اشتراکی" که داستان جالبی از شکلگیری یک ایده و سرانجام موفقیت آمیز آن داشت، خلاصه ای از مقالهی او را در اینجا نقل میکنم:
پدر و مادر Chesky بعد از فارق التحصیلیش از مدرسهی طراحی رود آیلند یک آرزو بیشتر برایش نداشتند – که بتواند شغلی با بیمه درمانی داشته باشد. او هم مدتی در شرکتهای طراحی لسآنجلس بدنبال چنین شغلی گشت، اما بالاخره حوصلهاش سر رفت و راهی سانفرانسیسکو شد، جایی که با شریک و رفیقش Joe Gebbia برخورد کرد، کسی که پیشنهاد داد که Chesky در اجاره خانه با او شریک شود. اما یک مسئله وجود داشت، سهم او از این این اشتراک 1150 دلار بود در حالی که موجودی بانک Chesky هزار دلار بیشتر نبود و کاری هم نداشت. اما خیلی زود آنها برای حل این مشکل به یک ایده رسیدند. در اکتبر 2007 یعنی همان هفتهای که Chesky به سانفرانسیسکو رفته بود شهر میزبان جامعهی طراحان صنعتی آمریکا بود، و همهی اتاقهای هتلها در وبسایت کنفرانس پر شده بودند. بنابراین Chesky و Gebbia به این تصمیم رسیدند که چرا خانه را تبدیل به یک محل خواب و صبحانه برای حاضران در کنفرانس نکنند؟
در این راه آنها یک مشکل اساسی داشتند و آن هم نداشتن تخت بود، اما Gebbia به یاد سه تشک بادیاش افتاد – تشکها باد شدند تا این مشکل هم حل شود، و خودشان را "تخت بادی و صبحانه" نامیدند. سه نفر به آنها مراجعه کردند و برای هر شب 80 دلار پرداختند. Chesky و Gebbia برایشان صبحانه آماده کردند و راهنمای محلی هم شدند. از این طریق آنها به اندازه کافی پول برای اجارهی خانه بدست آوردند. اما از آن مهمتر، بذر ایدهی بزرگتری بود که جرقه زد و آنها را صاحب یک شرکت چند میلیون دلاری کرد و یک راه کاملا جدید بوجود آورد که از طریق آن هر کس در هر جایی میتوانست یک اتاق به صرفه را در خانهاش برای دریافت پول به اجاره بگذارد. آنها شرکتشان را Airbnb نامیدند، که خیلی سریع رشد کرد و بزرگ شد، آنقدر که حالا برابر با هتلهای بزرگ زنجیرهای است.
در نگاه اول اینطور به نظر میرسید که با ایدهای زیرکانه روبرو هستیم که شاید کشش کمی در نزد مسافران ایجاد کند. به این معنی که، واقعا چند نفر مثلا در پاریس حاضر بودند اتاقشان را به چند فرد کاملا غریبه که از طریق اینترنت به سراغشان میآمدند اجاره دهند؟ و اصلا چند غریبه پیدا میشدند که بخواهند چنین اتاقهایی را کرایه کنند؟ اما این تصور اشتباه بود. در 2 جولای Chesky به فریدمن میگوید که امشب 140000 نفر در سراسر جهان در اتاقهای Airbnb هستند. هتلهای هیلتون حدود 6000000 اتاق دارند. ما در نقطه اوج تابستان به 200000 نفر در هر شب خواهیم رسید. آنها 23000 اتاق و خانه فهرست شده فقط در شهر نیویورک دارند، و 24000 در پاریس. آنها در سراسر جهان، 34000 هزار شهر و 192 کشور را فهرست کردهاند.
در حالی که کسب و کار آنها یک نوع آژانس کرایه در مقیاس بزرگتر به نظر میرسد، اینجا مسئلهی قابل توجهتری در حال اتفاق افتادن است. Airbnb تنها یک نوآوری آنلاین برای اجاره نیست، بلکه مسئلهی اصلی "اعتماد" است. آنها چارچوبی برای اعتماد ایجاد کردهاند که دهها هزار نفر از مردم را برای اجارهی اتاقهایشان با خیال راحت به غریبهها قانع کرده است.
اما روش کار، فرض کنید قصد دارید یک خیمه را در مغولستان اجاره کنید. به وبسایت Airbnb رفته و برای آن ثبت نام میکنید و پول را با کردیت کارت میپردازید. آنها 6 تا 12 درصد از مهمان و 3 درصد از میزبان برای خودشان برمیدارند. پول میزبان بعد از شب اول پرداخت میشود. از طریق Airbnb، مهمان و میزبان میتوانند مدارکی مثل گواهینامه رانندگی یا پاسپورت و آدرسهای ایمیل، شماره تلفن و پروفایل فیسبوک یکدیگر را مورد بررسی و تایید قرار دهند، تا هیچکس ناشناس باقی نماند. در نهایت کلیدها رد و بدل میشوند.
بعد از اینکه مهمان و میزبان یکدیگر را به صورت آنلاین شناختند، انگیزههای مختلفی برای ارائهی یک تجربهی خوب وجود دارد، زیرا شما برای ادامهی این راه (چه به عنوان مهمان چه به عنوان میزبان) به ریویوهای خوب و دوری از شهرت بد نیازمندید. Airbnb همچنین به طور خودکار یک میلیون دلار بیمه در مورد خسارت یا دزدی برای تقریبا همهی میزبانها فراهم کرده که البته به ندرت ادعایی داشته است. این چارچوب برای اعتماد باعث شده تا قفل اتاقهای زیادی که بدون استفاده بودهاند بر روی افراد دیگر باز شوند. Chesky میگوید در 12 ماه گذشته فقط در پاریس آنها 240 میلیون دلار از فعالیت اقتصادیشان درآمد داشتهاند.
فریدمن در مقالهاش جملهای از Chesky نقل میکند به این مضمون که در حال حاضر 80 میلیون مته در آمریکا وجود دارد که به طور متوسط 13 دقیقه کار کردهاند، سپس Chesky میپرسد که آیا واقعا لازم است که همه متهی خودشان را داشته باشند؟ جمله و نوشتهای که بعدا مورد نقد نویسندگانی قرار گرفت که معتقد بودند انگار فریدمن فراموش کرده است که چرخهای اقتصاد آمریکا بر اساس مصرفگرایی میچرخند.

خیلی جداب بود... البته سایتهایی در قالب شبکه های اجتماعی (https://www.roomsurfer.com)
پاسخ دادنحذفهم هستند که این خدمات رو بصورت رایگان در اختیار متقاضیان و مسافران میگذارند که البته بیشتر در قالب خدمات داوطلبانه هست و ضریب اطمینان خیلی بالایی هم ندارد.
راستی تو پاراگراف آخر بنظر میاد در ابتدای جمله جای فریدمن و Chesky باید عوض بشه... پیروز و برقرار باشید
ممنون از شما، در مورد پاراگراف آخر هم من در شکل فعلی آن مشکلی ندیدم، شاید در برخی ابزارها به هم ریختگی متن باعث جابه جا شدن آنها بشود، بخصوص چون در مورد Chesky از حروف لاتین استفاده شده است.
پاسخ دادنحذفبسیار عالی بود
پاسخ دادنحذفامسال سایت رو آپدیت نمی کنید
پاسخ دادنحذفحتما در اولین فرصت با مطالب جدید سایت به روز خواهد شد.
پاسخ دادنحذف