آمازون و بازار کتابهای دست دوم الکترونیک
آمازون از مدتها پیش نشان داده که علاقهمند است بازار کتابهای الکترونیک را تا حد ممکن در انحصار خودش نگه دارد. حالا آنها با در اختیار گرفتن امتیاز یک پتنت به بدنبال آن هستند تا زندگی بعد از فروش کتابها را هم در دست بگیرند.
کتابهای دست دوم و کهنه و قدیمی همیشه برای دوستداران کتاب جذابیتهای پنهان خودشان را داشتهاند، چاپ اول کتابی که آن را کتاب زندگیتان میدانید، کتابی که آنقدر به آن علاقه دارید که حاضرید نسخههای مختلفی از آن را داشته باشید. کتابی که شاید یک چاپ بیشتر از آن موجود نباشد و یا کیفیت برخی چاپهای قدیمی که به هر دلیل ممکن است اغوا کنندهتر از یک نسخهی نو از همان کتاب باشند، یا خرید کتابهای دست دومی که هزینهی کمتری را به شما تحمیل میکنند. نایاب بودن یا تمام شدن چاپ یک کتاب هم میتواند از دلایل دیگری باشد که شما یک کتاب دست دوم را به یک کتاب نو ترجیح دهید. اما در مورد کتابهای الکترونیک چطور؟ نه خبری از تفاوت در کاغذ و چاپ کتاب هست و نه میشود به نوستالژی زندگی فیزیکی آنها فکر کرد. نسخهای از کتاب در دستگاه شماست که با هزاران نسخهی دیگر آن هیچ تفاوتی ندارد. با این وجود حالا آمازون برای همین نسخهی دست دوم کتاب شما هم برنامه دارد. آنطور که تککرانچ مینویسد آمازون قصد دارد این امکان را به خریداران کتاب بدهد تا هر زمان که دیگر نیازی به کتابی نداشتند آن را از طریق سایت آمازون به دیگران بفروشند. پیش از این دارندگان کتاب این امکان را داشتند تا کتابی را به دوستشان قرض بدهند و بدنبال آن کتاب از روی دستگاه خودشان ناپدید میشد. جالبتر اینکه یک استارتآپ به نام ReDigi از حدود یک سال و نیم پیش فعالیت در این زمینه را آغاز کرده و اشاره میکند که روشش برای این جا به جایی و فروش با آنچه آمازون میخواهد انجام بدهد متفاوت و حتی از نظر خودشان شاید اصیلتر هم هست. زیرا در روش آنها یک نسخه کپی از کتاب نیست که به دستگاه دوم منتقل میشود، بلکه خود نسخه اصلی است که از روی دستگاه اول برداشته شده و به سرور آنها منتقل و در نهایت به دستگاه مشتری بعدی میرود. اما در مورد کتابهای الکترونیکی نمیشود چندان به چنین اصالتهایی دلخوش بود و شاید از همین حالا بشود حدس زد که این استارتآپ شانس چندانی برای رقابت با آمازون نداشته باشد.
کتابخوانها در مقابل تبلتها
کتابخوانهای الکترونیکی مدت زیادی نیست که متولد شدهاند اما به همین زودی زمزمههایی دربارهی پایان عمر آنها به گوش میرسد. در واقع با رونق گرفتن بازار تبلتها به نظر میرسد بیشتر افراد ترجیح میدهند با کمی پول بیشتر یک گجت همه کاره داشته باشند تا وسیلهای که فقط برای کتابخوانی میشود از آن استفاده کرد. شاید از همین روست که آمارها و نظرسنجیهایی که به تازگی انجام شده نشان میدهند که اگرچه فروش کتابهای الکترونیکی روندی صعودی داشته و دارند اما آمار فروش بوک ریدرها با افت قابل توجهی روبرو شدهاند. آمار فروش برای کتابخوانهای الکترونیک در سال 2011 به نقطهی اوج خودش رسید و این در حالی است که بازار آنها در سال 2012 با افت قابل توجهی مواجه شد، و این علی رغم کاهش قیمت این دستگاهها و همچنین تنوع و مدلهای جدیدتری از آنها اتقاق افتاد.
با این وجود نباید کار کتابخوانهای الکترونیک را تمام شده در نظر گرفت، آنها همچنان امتیازهای ویژهای دارند که به راحتی میتوانند هر کتابخوان حرفهای را به خود جذب کنند. اول از همه اینکه شما وقتی یک وسیله چند کاره مثل تبلت داشته باشید شاید برای کتابخوانی آن تمرکزی را که با یک دستگاه یک منظوره بر این کار خواهید داشت به دست نیاورید. کتابخوان الکترونیک فضای یک اتاق ساکت و آرام برای کتابخوانی را به شما هدیه میکند، در حالی که یک تبلت با انواع امکانات دیگری که در اختیارتان میگذارد به راحتی میتواند باعث حواسپرتی شما به سمت فعالیتهای دیگر بشود. کتابخوانهای دیجتال کماکان امتیاز مهم جوهر الکترونیک را هم با خود دارند. امتیازی که در کتاب خواندنهای طولانی به واقع یک مزیت اساسی به شمار میآید، زیرا بر خلاف تبلتها که با نورشان چشم را خسته و باعث آسیب به آن میشوند در مورد جوهر الکترونیک چنین مشکلی وجود ندارد. ضمن اینکه با اضافه شدن رنگ و نوری ملایم به صفحه در نسل جدید کتابخوانها - تبلتها امکان مطالعه در تاریکی را به عنوان امتیازی ویژه از دست خواهند داد. نکتهی دیگر در مورد کتابخوانهای الکترونیکی وزن آنهاست که به طور معمول پایینتر از تبلتها بوده و خستگی کمتر و مطالعهی بیشتر را امکانپذیر میکنند. با این همه باید پذیرفت که جذابیت تبلتها موقعیت کتابخوانهای الکترونیکی را به شدت تهدید میکنند.
ما و کتابخوانی الکترونیک
دستگاه چاپ را گوتنبرگ در سال 1455 اختراع کرد. اولین کتاب در ایران را پیشوای مذهبی ارامنه جلفا به نام خاچادورگساراتسی در جلفای اصفهان به سال 1638 چاپ میکند. بعد از آن دیگر خبری از چاپ و چاپخانه نیست تا نیمهی قرن نوزدهم و حول حوش سالهای 1850 که به دستور عباس میرزا چاپخانه سنگی در تبریز راه اندازی میشود. وقتی به تاریخها نگاه میکنیم بین هر دوره از این اتفاقات کم و بیش نزدیک به 200 سال فاصله است. حالا ما در عصر کتابهای دیجیتال هستیم و به نظر میرسد صنعت چاپ و نشر در ایران به همان روال سابق و به همان کندی خودش را با اتفاقات صنعت کتاب در دنیا هماهنگ میکند. در حالی که درهمین یک سال گذشته آمارها نشان میدهد که فروش کتابهای الکترونیک در دنیا به طور مرتب در حال افزایش است و در انگلیس به تازگی برای اولینبار حتی فروش کتابهای الکترونیکی از کتابهای چاپی پیشی میگیرد؛ در اینجا علاقهمندان به کتاب هیچ تحول یا کوشش جدی برای حرکت به این سمت را از هیچکجا مشاهده نمیکنند. نه قوانین برای تشویق سرمایهگذاری در این بخش اصلاح میشوند، نه دانشگاهها که به نظر میرسد باید در این کارها پیشگام باشند فعالیتی حرفهای در انتشار کتابهای الکترونیکی یا ایجاد تحولی تکنولوژیکی متناسب با بازار کتاب در ایران داشتهاند، و نه مجموعههای انتشاراتی چندان علاقهای به این موضوع نشان میدهند.
مروری کوتاه بر تاریخ کتابخوانی الکترونیک
1998: اولین کتابخوان با نام Softbook و دیگری کمی دیرتر با نامGemstar Rocket eBooks وارد بازار شدند.
2000: در این سال استفان کینگ رمان Ride the Bullet را در ژانر وحشت در ابتدا و تنها به صورت الکترونیکی منتشر کرد.
2003: فروش کتابهای الکترونیک توفیق چندانی نیافت و کتابهای کاغذی در بین علاقهمندان کتاب جایگاه محکم خود را داشتند. با توجه به این شرایط بود که Gemstar کارش را رها کرد. همچنین Barnes & Noble نیز فروش کتابهای الکترونیکی را در فروشگاه آنلاینش متوقف کرد و منتقدین گفتند که گرایشی به کتابهای الکترونیک وجود نخواهد داشت.
2004: سونی Librie را ارائه کرد که اولین کتابخوان دیجیتال مبتنی بر جوهر الکترونیک بود. در این دستگاه خبری از نور مزاحمی که چشم را در کتابخوانهای اولیه و کامپیوترهای جیبی آزار میداد نبود و کلمات بر روی آنها وضوح کلمات بر روی صفحهی کاغذ را داشتند.
2007: فروشگاه آمازون اولین نسخه کیندل را به طور انحصاری برای بازار آمریکا عرضه کرد که تعداد زیادی از آنها در همان پنج ساعت و نیم اول عرضه به فروش رسیدند.
2008: Book on Board اولین کتابفروشی آنلاینی بود که به فروش کتاب برای آیفون پرداخت.
2009: در آگوست سونی به شبکه دیجیتال Overdrive وصل شد و امکان قرض گرفتن کتابهای الکترونیکی از کتابخانهها را برای مردم فراهم کرد.
2009: در اکتبر آمازون کیندل 2 را ارائه کرد و آن را در بیشتر از 100 کشور جهان فروخت. در همین ماه Barnes & Noble اولین کتابخوان خودش به نام Nook را ارائه کرد.
2009: در دسامبر پنج ناشر بزرگ شامل Conde Nast، Hearst، Meredith، News Corp و Time Inc اعلام کردند که میخواهند یک فرمت و فروشگاه آنلاین جدید را برای مقابله با محدودیت و کنترلی که آمازون بر بازار کتابهای الکترونیک اعمال میکند ایجاد کنند. و در کریسمس در آمازون ، فروش کتابهای الکترونیک برای اولینبار بهتر از کتابهای فیزیکی بود.
2010: کتابخوانهای الکترونیکی متعددی با برندهای مختلف وارد بازار شد. تا توجه بیشتری به کتابخوانهای الکترونیک و ایبوکها جلب شود.
2010: در آوریل آیپد ارائه شد و iBookstore بیش از نیم میلیون کتاب الکترونیک را در کمتر از یک ماه فروخت.
2010: در ماه می انتشارات پنگوئن و آمازون با یکدیگر درگیر شدند و پنگوئن همهی کتابهایش را از آمازون خارج کرد و تصمیم به راهاندازی یک فروشگاه کتاب با اپل گرفت. در همین بین گوگل هم به ناشران و نویسندگان پلتفرمی را پیشنهاد داد تا آنها کتابهایشان را مستقیم از روی سایت خودشان و با هاست گوگل ارائه کنند.

بسیار مطلب مفیدی بود.
پاسخ دادنحذفمن خودم یک ایبوک ریدر دارم که از نزدیکترین دوستان خودم به حساب میاد و به نظر من یک تبلت هیچ وقت نمیتونه لذت کتاب خواندن را به اندازه یک ایبوک ریدر به خواننده منتقل کنه.
البته که خواندن کتاب کاغذی کلا چیز دیگریست!! ولی در این دنیای الکترونیک دیگه داشتن یک کتابخانه از کتابهای مختلف زیاد منطقی نیست.
ممنون دوست گرامی، تجربهی خودم هم با بوک ریدر خیلی خوب و لذت بخش است، اگر نگرانیهای زیست محیطی و هزینهای در مصرف کاغذ را هم در نظر بگیریم باز هم کفهی منطق به نفع ایبوکها سنگینتر میشود.
پاسخ دادنحذف