شاید کم و بیش همچنان نگاه تفریحی به رسانههای اجتماعی دید غالبی باشد که با آن روبرو هستیم. اما باید توجه کرد که رسانههای اجتماعی به عنوان ابزارهای ارتباطی این قرن به سرعت در حال ترکیب شدن با بخشهای مختلف فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هستند. از این رو داشتن یک استراتژی فعالیتی مشخص در این رسانهها امروزه در بسیاری از شرکتها و موسسات کوچک و بزرگ جهان به مسئلهای اجتناب ناپذیر تبدیل شده و قابل چشمپوشی نیست. در این شرایط است که شما به عنوان یک کسب و کار یا سازمان باید از خودتان بپرسید که تاکنون چه گامهایی در این زمینه برداشتهاید؟ آیا اصلا توجه به رسانههای اجتماعی را جدی گرفتهاید؟ اگر در این زمینه فعال هستید آیا سازمان شما یک استراتژی رسانههای اجتماعی صحیح را دنبال میکند؟ در یک استراتژی رسانههای اجتماعی درست و هوشمندانه پاسخ به این سوالات را کم و بیش باید در نظر گرفت:
1- اهدافتان چه هستند؟ باید یک هدف روشن و مشخص در استفاده از فیسبوک، توییتر، وبلاگ و دیگر ابزارهای رسانههای اجتماعی داشته باشید. بهترین کار برای صرفهجویی در وقت این است که به نتایج کار نگاه کنید تا آگاه شوید که آیا استراتژی شما عملکرد خوبی داشته است یا نه.
2- هوادارانتان واقعا چه کسانی هستند؟ چه چیزی باعث میشود که مردم دربارهی شما حرف بزنند؟ چه میزان کوشش و تلاش عاطفی برای داشتن حمایت آنها مورد نیاز است؟ چگونه به این آگاهی رسیدهاید که به درستی دارید آنها را درک میکنید؟
3- چه چیزی سازمان شما را جذاب میکند؟ دلیل وجود سازمانتان چیست؟ آیا شما چیزی را پیشنهاد میکنید که سازمانهای دیگر آن را ارائه نمیدهند؟ اگر سازمانتان یک شخصیت در "جنگ ستارگان" بود، چه کسی میتوانست باشد؟
4- تیم شما چه کسانی هستند؟ آیا آنها به کارشان علاقه دارند و به آن اهمیت میدهند؟ آیا آنها دوست داشتنی هستند؟ آیا سیاست مشخص و گردشکار روشن و مشارکت تشویقی وجود دارد؟ کارمندان اجرایی و دیگر بخشها چگونه از رسانههای اجتماعی حمایت میکنند؟
5- چطور با کانالهای دیگر ترکیب میشوید؟ در کجا به طور طبیعی بیشترین توجه را جلب میکنید؟ در رویدادها؟ ایمیل؟ چگونه میتوانید رسانههای اجتماعی را به گونهای در حول و حوش کارهایتان قرار بدهید که از دید مردم کاملا عادی، جدید و خلاقانه به نظر برسد؟
6- اجرای کارها توسط شما چگونه است؟ چه گامهایی در برنامهریزی، آمادگی، متحدسازی هواداران، و بهرهگیری از اثرات روند( وبلاگنویسی امدادی، چتهای تویتر، و تبلیغات فیسبوک) برداشته شدهاند؟ چه کسی رهبری این اُرکست را به عهده دارد و چه وقت هر کدام از بخشها نقش خودش را ایفا میکند؟
7- چهگونه مردم را علاقهمند نگه میدارید؟ از چه طریق مردم را به اندازه کافی علاقهمند برای واکنش نگه میدارید، بدون اینکه آنها متوجه بشوند که همه کارها در واقع برای سازمان انجام میشود؟ از چه روشهای متفاوتی برای ایجاد ارزش( و معنا سازی ) در میان هواداران در طول و بعد از کمپینتان استفاده میکنید؟ چگونه قدرت نفوذ حرکت کمپین را به طرف مبارزات تبلیغاتی بعدی سوق میدهید؟
8- چطور به خودتان اثبات میکنید که در مسیر رسیدن به اهدافتان قرار دارید؟ چه چیزی را اندازهگیری میکنید، و چطور آن را اندازهگیری میکنید؟ توجه کنید که تاکید بر اندازهگیری به عنوان فرایندی در جهت رسیدن به هدف است نه مرحله نهایی در یک کمپین.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر