رسانههای اجتماعی و زلزلهی آذربایجان دو عبارتی بودند که در روزهای گذشته به طور مکرر در کنار هم قرار گرفتند. نوشتههای متعددی انتشار یافت که هر کدام به نوعی بازتاب این رابطه بودند، رسانههای اجتماعی دوباره تعریف شدند، کارکردها و قابلیتهای تازهای در آنها کشف و نمایش داده شد. آنها خودشان را به رخ رسانههای جمعی کشیدند و مغرورانه پیروزیشان را نشان دادند تا در کنار درد و غم و اندوه تلخ روزهای بعد از زلزله یک تجربهی خوب هم رقم زده شود.
تجربهی استفاده از تکنولوژیهای نوین ارتباطی مثل موبایل و رسانههای اجتماعی در بحرانها از جمله زلزله، با توجه به تاریخ رسانههای اجتماعی چندان طولانی نیست اما قدرت آنها در همین مدت اندک هم در موارد مشخصی مثل زلزله هائیتی، سونامی سهمگین ژاپن یا توفانهای آمریکا قابل توجه بوده است. آنها نشان دادهاند در مواجه با بحران ظرفیتهای متعددی دارند که نباید برجسته شدن برخی از آنها در تجربهی اخیر زلزلهی آذربایجان مانع دیده شدن دیگر قابلیتهای بالقوهی این رسانهها شود.
رسانههای اجتماعی و آموزشهای پیش از بحران
در حالی که استفاده از رسانههای اجتماعی هر روز فراگیرتر میشود و استفاده از آن کم کم به عنوان بخشی از زندگی روزانهی افراد جای خودش را در زندگی نوین اجتماعی نشان داده است. استفاده از آن در آموزش عمومی برای مقابله با بحرانهای طبیعی در کشور زلزله خیزی مثل ایران را نمیتوان نادیده گرفت. نهادهای که به طور مستقیم با اطلاع رسانی و مسئلهی امداد و نجات در ارتباطند مثل هلال احمر نباید ظرفیت این رسانهها را نادیده بگیرند و بستههای آموزشی خودشان را از این طریق ارائه نکنند. هر چند عدم حضور آنها در این زمینه نیز نباید باعث خالی ماندن این ظرفیت بشود.
رسانههای اجتماعی و اطلاع رسانی در زمان بحران
رسانههای اجتماعی در سالهای اخیر نشان دادهاند که از نظر سرعت خبر رسانی گوی سبقت را از رسانههای دیگر ربودهاند. در حالی که در گذشته برای گزارش یک رویداد وجود خبرنگاران و رسانههای حرفهای لازم به نظر میرسید امروز این شهروندان هستند که تبدیل به اولین گزارشگران شدهاند. اما در شرایط بحران این اطلاع رسانی را میشود به دو بخش مجزا تقسیم کرد:
1- اطلاع رسانی در مورد خود رویداد و ابعاد آن: در این بخش مردم اولین خبرها را در این زمینه از طریق پیام، تصویر و فیلم در رسانههای اجتماعی منتشر میکنند، پیش از آن که پای اطلاع رسانهای حرفهای به صحنهی رویداد باز شود. این گزارشها معمولا محتوای اولیهی خبری شبکهها و رسانههای حرفهای را نیز میسازند.
2- اطلاع رسانی برای دریافت کمک: در این بخش اگر زیر ساختهای قابل اعتمادی از ارتباطات که بتواند در شرایط بحران هم همچنان به فعالیتش ادامه دهد و همچنین آموزش و سواد رسانهای کافی برای استفاده از آن وجود داشته باشد – موبایل و رسانههای اجتماعی میتوانند کمک مؤثری برای آسیب دیدگان باشند. آنها میتوانند از طریق شبکهی تلفن همراه یا اینترنت مکان و وضعیت خودشان را اعلام کرده و درخواستهای کمکشان را بیان کنند.
رسانههای اجتماعی و دولتها
با توجه به اینکه بخش زیاد و اصلی توان کمک رسانی در اختیار دولتها قرار دارد، باید ببینیم نهادهایی مثل هلال احمر یا سازمان انتقال خون چگونه از ظرفیتهای رسانههای اجتماعی استفاده میکنند، و یا اصلا برنامهای برای استفاده از این رسانهها در عملیات امداد و نجات دارند یا خیر؟ تا جایی که به مورد اخیر بر میگردد این نهادها تقریبا هیچ برنامهای برای استفاده از ظرفیت رسانههای اجتماعی از خود نشان ندادند، در حالی که آنها از این طریق میتوانند هم با اطلاع رسانی نیازهای خودشان را اعلام کنند و هم با بهرهگیری از اطلاعات مردمی در امداد و نجات کمک رسانی بهتری داشته باشند.
رسانههای اجتماعی و روزنامهنگاری
خبر رسانی در شرایط بحران همانقدر که توسط شهروندان و غیر حرفهایها ممکن است تابعی از احساسات و هیجان باشد در شکل حرفهای خودش باید از منطق و اعتبارسنجی بیشتری بهره ببرد. رسانههای اجتماعی در کنار همهی مزایایی که در اطلاع رسانی دارند در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگر احتیاج به چشمهای هشیاری دارند که درست را از نادرست، شایعه را از خبر و معتبر را از نامعتبر در هجوم انبوهی از خبر تشخیص دهند و با اعتبار سنجی و اطلاع رسانی قابل اعتماد امکان کمک مؤثر به آسیب دیدگان را فراهم کنند. روزنامهنگاران حرفهای در کنار چهرههای شناخته شده و فعال رسانههای اجتماعی در شرایط بحران میتوانند مهمترین راهنمای کاربران برای اعتماد و اطمینان به گزارشها و خبرهای متعدد و گاه متضاد باشند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر