موضوع روزنامهنگاری تقریبا همواره برای سینما جذاب بوده و کم و بیش میشود در آثار بهترین کارگردانها هم رد پای آن را به گونههای مختلف پیدا کرد. مدتی بود که در فکر تهیهی فهرستی از بهترین آثار در این زمینه بودم که به طور اتفاقی به فهرستی در اینجا برخوردم و تصمیم گرفتم فعلا آن را جانشین ده فیلم مورد نظر خودم کنم که برای آماده کردن لیست آن احتیاج به وقت بیشتری دارم.
10 - همشهری کین
همشهری کین فیلم ناشناختهای نیست، فیلمی که بارها صدرنشین فهرست بهترینها در تاریخ سینما شده، شاهکاری از اورسن ولز درباره زندگی یکی از غولهای رسانهای آمریکا ویلیام راندولف هرست درعصر روزنامههای زرد.
9- Thank You For Smoking
فیلمی که به طور مستقیم دربارهی روزنامهنگاری نیست، در واقع داستان آن بیشتر مربوط به روابط عمومیها میشود تا روزنامهنگاری. این فیلم که گاهی به کمدیهای سیاه هم نزدیک میشود، شاید یکی از بهترین فیلمهایی باشد که تاکنون به موضوع روابط عمومی پرداخته است.
8- Shattered Glass
فیلم داستانی واقعی از اوج و فرود زندگی روزنامهنگاری به نام استفان گلس است. کسی که خیلی زود و در جوانی راه میانبری را برای رسیدن به شهرت برگزید. او بین سالهای (1998 – 1995) بیشتر نوشتههایی که باعث شهرتش شدند را در New Republic منتشر کرد، اما روش کار او در نهایت باعث رسوایی و سقوطش شد. گلس تقریبا همه چیز را در نوشتههایش جعل میکرد از منابع گرفته تا نقل قولها و بالاخره کل داستان، اما شیادی او چندان نپایید و در نهایت اسباب نابودیش را فراهم کرد.
7- صفحهی اول
این فیلم بیلی وایلدر با بازی جک لمون و والتر ماتئو معمولا نادیده گرفته میشود. صفحهی اول در سال 1974 ساخته شده و داستان درام آن به رابطهی بین خبرنگار و سردبیر، خبرنگار و منابع خبری، روزنامهنگار و کلاهبردار، روزنامهنگار و خانواده، و روزنامهنگار و روابط عمومی میپردازد. در درام وایلدر همهچیز کم و بیش دراماتیک اتفاق میافتد، داستان گاهی خندهدار است و گاهی تراژیک، در حالی که خبرنگار سعی میکند تعادلی بین یک زندگی نرمال خانوادگی با جاهطلبیهای کاریش برقرار کند.
6- The Year Of Living Dangerously
گای هیلمن خبرنگاری است که برای اولینبار به عنوان یک خبرنگار خارجی مشغول به کار شده، مسئولیتهای یکنواخت و خستهکنندهاش در اندونزی با بالا گرفتن هیجان عمومی و ترس قدرتهای خارجی از "سوکارنو" تغییر میکند. در این فیلم میل گیبسن نقش گای هیلمن را بازی میکند.
5-Good Night, and Good Luck
شاید از نظر خیلیها جای این فیلم زیاد در این فهرست بالا باشد، اما فیلم تصویری مورد انتظار از یک روزنامهنگار را ارائه میکند. دیوید استراتین یک تصویر فوقالعاده از ادوارد آر مارو نشان میدهد، بعنوان کسی که گام در مبارزه با جو مک کارتی میگذارد، آنهم در زمانیکه اوج دورهی ترس از خطر کمونیسم و شوروی در آمریکاست. این فیلم همچنین افزایش قدرت تلوزیون را در خانهها نشان میدهد.
4- Deadline U.S.A
اد هاچسن با بازی همفری بوگارت سردبیری است که به همهی کارمندانش میگوید فقط دو هفته از کار آنها در روزنامه باقی مانده چون مالکیت روزنامه تغییر کرده و آنها کارشان را از دست دادهاند. ابتدا او فکر میکند که این فرصت خوبی است تا رابطهاش را با همسرش درست کند، اما بعد از اینکه یکی از خبرنگاران که سران قاچاقچیان را تعقیب میکرد به سختی کتک میخورد تصمیم میگیرد در مدت باقی مانده وارد یک جنگ با گانگسترها بشود.
3- همهی مردان رئیس جمهور
داستان فیلم مربوط به یکی از مشهورترین وقایع تاریخ روزنامهنگاری است. همهی مردان رئیس جمهمور با بازی رابرت ردفورد و داستین هافمن که نقش روزنامهنگاران معروف واشنگتن پست کارل برنشتاین و باب وود وارد را بازی میکنند به روایت ماجرای رسوایی واترگیت میپردازد. ماجرایی که به پایان دادن دوران ریاست جمهوری ریچارد نیکسون انجامید.
این فیلم از یک طرف الگویی برای روزنامهنگاری تحقیقی و افشاگرانه است که شاید بشود ادامهی آن را امروز در نقشی که ویکیلیکس در عصر ما بازی میکند ببینیم و از طرف دیگر قدرت و تاثیر روزنامهنگاری را نشان میدهد.
2- روزنامه
روزنامه یک فیلم کمدی است، که هنوز بهتر از خیلی فیلمهای دیگر فضای واقعی روزنامههای شهرهای بزرگ را نشان میدهد. هنري هکت سردبير صفحهی حوادث «نيويورک سان» سخت درگير رقابتهای شغلي خود در روزنامه است و میخواهد از هر نظر بهترین باشد، اما از طرف ديگر همسر باردارش مارتا که خود قبلا از خبرنگارهای «سان» بوده او را بر سر دو راهي قرار میدهد که یا به فکر خانوادهاش باشد یا روزنامه.
1- بدون قصد ارتکاب جرم (Absence of Malice)
مايکل گالاگر (پل نیومن) پسر تبهکاری که مرده است اکنون کسب و کاري مشروعی را اداره میکند. بازپرس فدرال که هنوز به ادامهی شرکت او در فعاليت هاي خلافکارانه مظنون است اطلاعاتي را به دوست خبرنگارش مگان کارتر ميدهد، و او دربارهی اين موضوع مقالهای در روزنامه مينويسد که عواقب تراژيکي را باعث میشود. "بدون قصد جرم" يکي از آثاری است که بر روی زيانهای جبرانناپذير کنجکاویهای ژورناليستي تأکيد دارد.
فیلم به نوعی این پرسش را مطرح میکند: چه تفاوتی بین "درستی" و "صداقت" وجود دارد؟




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر