در شروع باید بگوییم که این دو شرکت بر پایه دو ساختار کاملا متفاوت بنا شدهاند. سرگئی برین و لری پیج پایهگذاران گوگل سرسختانه به قدرت دادهها و اعداد باور دارند و تکیهی آنها بر این معیارها سنگ بنای هر تصمیمی مهمی برای آنهاست. باید گفت اطلاعات بزرگترین اهرم در گوگل محسوب میشود.
در مقابل استیو جابز به قدرت طراحی باور داشت و اغلب نسبت به اطلاعات کمتوجه بود. او در یکی از نقل قولهای مشهورش میگوید: "بیشتر وقتها مردم آنچه را میخواهند نمیدانند مگر اینکه شما آن را نشانشان دهید".
گوگل: دادهها پادشاهی می کنند
در کتاب In the Plex که دربارهی گوگل است کلمهی "دادهها" تقریبا 319 بار تکرار میشود. در مقابل کلمه "طراحی" را کمتر از 60 بار میبینیم. لوی در آغاز کتابش دربارهی لری پیج و سرگئی برین مینویسد:
آنها احساس آسوده خاطری کاملی در بین شایستهترین افراد دانشگاهی داشتند، آنهم در جایی که نخبهها هر چیزی را تحتالشعاع قرارمیدهند، آن دو به عنوان دانشجویان علم کامپیوتر از آگاهی ذاتیشان به فرا ارتباطات جهانی لذت میبردند و در فکر چگونگی گسترش آن به سراسر جامعه بودند. در این راه اولویت دادهها نقطهی اشتراک باور هر دوی آنها شد.
نتیجهی آن امروز یک شرکت با فضای عمدتا دانشگاهی است. جایی که شایستهسالاری نیرومندی حکمفرماست، جایی که مهندسان در آن پادشاهند و بیشتر از همه جاییست که احترام بخصوصی برای دادهها قائلند.
شاید برای همین است که گوگل همیشه یک صفحهی وب ساده را ترجیح میدهد آنها از صفحههای زیبایی که در پشت آن اطلاعاتی نباشد رویگردانند. محصولات گوگل بیشتر ابزارهای ماشینی هستند، مثل اینکه بوسیلهی ماشینها طراحی شده باشند، و البته از نظر آنها این همان چیزی است که محصولات گوگل را بهترین میسازد.
اپل: طراحی در ژن آنهاست
اپل در انتهای طیف مقابل قرار دارد. کلمهی "طراحی" و مشتقات آن 432 بار در کتاب زندگینامهی استیو جابز تکرار می شوند، در حالی که فقط 26 بار به کلمهی "دادهها" بر میخوریم.
" من عاشق طراحیم بخصوص وقتی شما میتوانید یک طرح واقعا فوقالعاده با قابلیتهای ساده داشته باشید و آن را به چیزی تبدیل کنید که هزینه چندانی هم نداشته باشد".
از نظر او این چشمانداز اصلی برای اپل بود. همان راهی که برای اولین Mac ها و بعدها برای دیگر محصولات اپل طی شد.
این تاکید بر طراحی تجربهای است که از دورهی کودکی با استیو جابز بود، بعدهاست که با سفر به آسیا و گرایش به بودیسم در روند تلاش او برای کمال، آنها به تدریج تبدیل به ترکیبی شدند که امروز بخش اساسی همهی محصولات اپل را شکل میدهند.
نتیجهگیری
ایمان گوگلیها به دادههاست، در حالی که اپلیها طراحی را میپرستند. این مغایرت دو غول متضاد بوجود آوردهاند. اپل تلفن و کامپیوتر طراحی میکند در حالی که گوگل نقشه، موتور جستجو، یو تیوپ و دیگر ابزارهای وب را دارد. در واقع رابطهی آنها قبل از اینکه گوگل تصمیم بگیرد وارد بازار موبایل بشود دوستانه بود اما پس از آن به سرعت تبدیل به رقبای سرسخت یکدیگر شدند.
اما ما چه چیزی میتوانیم از دوستیها و دشمنیهای گوگل و اپل یاد بگیریم؟
1- گوگل و اپل هر دو شرکتهای موفق و سودآوری هستند که توانستهاند جهان ما را تغییر بدهند، باید بدانیم که بوجود آوردن چنین شرکتهای موفقی با قرض گرفتن عقاید دیگران ساخته نمیشوند، بلکه با پافشاری بر عقاید خود شما دربارهی جهان و درس گرفتن از اشتباهاتی که در این راه اتفاق میافتند ممکن است.
2- یک شرکت که تمرکزش بر طراحی است درگیر دشواریهای متفاوتی میشود نسبت به شرکتی که تمرکزش بر اطلاعات است. شرکتی مثل اپل با تمرکز بر طراحی همیشه بدنبال خلاقیتهای انقلابی در محصولات است، چیزهایی که قبلا وجود نداشتهاند، زیرا دادهها چندان برای پیشبینی تحولات سریع بازارهای آینده کارایی ندارند. اما شرکتی مثل گوگل با تمرکز بر دادهها در مقابل شانس بهتری در تغییرات سریع بازارهای موجود دارد بخاطر اینکه محصولاتش ساده و مؤثرترند. موتورهای جستجو قبل از گوگل هم وجود داشتند، اما آنها از دادهها بهتر استفاده کردند و تبدیل به بهترین در جهان شدند. در مقابل اپل اعتبار خودش را از انقلابهای متعددی دارد که با طراحی کامپیوترهای شخصی آغاز شدند.
در نهایت نباید فراموش کنیم که اگرچه اطلاعات و طراحی اغلب دو نیروی مقابل هم هستند اما آنها از یکدیگر نیز بینیاز نیستند.

درود
پاسخ دادنحذفجالب بود. بلی. هر دوی اینها نتیجه دو طرز تفکر متفاوت هستند.دو فلسفه متفاوت. یکی روی زیبایی تاکید میکند آن هم در سادهترین حالت ممکن که یک تجربه لذتبخش را فراهم کند و دیگری به دنبال دقیقترین تحلیل است. اما باید دید در آینده به کجا خواهند رسید. برخی میگویند فلسفه اپل اسباببازی سازی است. اما گوگل بسیار تلاش کرده برای کسب و کارها مفید باشد. اگر این دو به حریم یکدیگر وارد شوند کار برای هر دو پیچیده خواهد شد. همان طور که در تلفن همراه این اتفاق افتاده است.
با سلام و تشکر
پاسخ دادنحذفمن هم فکر میکنم رقابت بین این شرکتهای بزرگ هر روز در حال فشردهتر شدن است و آنها مرتب دارند مرزهایی را که قبلا برای هم قائل بودند رد میکنند. همین روزها دوباره شایعهی گوشیهای فیسبوک هم اینبار جدیتر شنیده میشود، که نشان میدهد نقش تلفنهای همراه هر روز در حال پر رنگتر شدن است و برای هیچکدام از آنها جالب نیست که از کنار گود به این صحنه نگاه کنند. اما شخصا فکر میکنم گوگل همچنان بین رقیبهاش جایگاه مطمئنتری خواهد داشت، البته این قضاوتم بیطرفانه نیست.