درگیریهای نظامی معمولا با فضاهایی مات و مه آلود همراه با سردگرمیها و عدم اطمینانها احاطه شدهاند. با این وجود روزنامهنگاران معمولا سعی میکنند از بین حقایق، شایعهها و حدس و گمانهایی که در این فضای مه آلود در چرخشند حقیقت ماجرا را گزارش کنند.
اما در یکی دو روز گذشته شاهد آغاز نوع تازهای از جنگ هستیم، جنگی که به ظاهر هدف آن عبور از این فضای مه آلود و عدم اطمینان است، جنگی که با توییتهای وزارت دفاع اسرائیل برای حمله به حماس در غزه آغاز شد.
در این فضای جنگی تازه اسرائیلیها از طریق اکانت رسمیشان در توییتر و دیگر رسانههای اجتماعی سعی در فراهم کردن خوراک مطبوعاتی و گزارش مستیقم جنگ کردند.
اگر 20 سال پیش این CNN بود که اولین گزارشها را از جنگ به خانهها میبرد به نظر میرسد که حالا نظامیها با دور زدن رسانهها قصد دارند تا خودشان به طور مستقیم با مخاطبان روبر شوند. هر چند وقتی به اصل ماجرا نگاه کنید متوجه میشویم که قصد اصلی اسرائیل از راه انداختن این کمپین تبلیغاتی نه تنها کنترل پیام، بلکه تسلط بر چارچوب چگونگی پوشش خبری حمله از طریق رسانههای اجتماعی و بخصوص توییتر است.
در نظر داشته باشیم که مسئله چارچوبهای خبری در روزنامهنگاری بر اینکه یک خبر چگونه گفته شود مؤثرند. بنابراین از این طریق، وزارت دفاع اسرائیل تلاشش شکل دادن گزارشها به گونهای است که روایت حوادث از دیدگاه نظامی آنها تعریف شود.
در همین حال حماس هم ارسال پیام از طریق توییتر را آغاز کرده است.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر