حالا صفت "نافذ" کم و بیش همراه اصطلاح رسانههای اجتماعیست. برای خیلیها این کانالهای اجتماعی که امروز قابل استفاده برای ارتباط با دیگران به دلایل شخصی یا کاری هستند به بخش بزرگی از زندگیشان تبدیل شدهاند. اما یک پرسش این است که چه میزان سر و کار داشتن با این رسانهها خیلی زیاد محسوب میشود؟ چگونه میتوانیم به این آگاهی برسیم که میزان شور و شوقی که صرف رسانههای اجتماعی میکنیم زیاد نبوده و از حد نگذشته است؟ این چند نکته به عنوان علامتهایی از ارتباط ناسالم با رسانههای اجتماعی شاید تا حدی در بیانشان اغراق وجود دارد اما چندان هم دور از حقیقت نیستند یا دست کم باعث میشوند به این موضوع جدیتر نگاه کنیم:
1- وقتی از "رسانههای اجتماعی" به عنوان یک فعل استفاده میکنیم. مثلا گفته میشود که من باید این را توئیت کنم یا اینستاگرام کنم. پس شما شروع کردهاید اصطلاحات "رسانههای اجتماعی" را به عنوان فعل به کار ببرید، بعضی این لحظه را آغاز یک پایان در نظر میگیرند.
2- وقتی پاسخ به یک سؤال اینگونه است "شما باید پستی را که در این مورد در وبلاگم گذاشتهام بخوانید.
3- وقتی از "لایک" به جای حرف زدن و اظهار نظر استفاده میشود. شما مجبور نیستید همیشه دسته گل بفرستید، اما مثلا وقتی دوستتان صاحب اولین فرزندش شده ... دست کم میتوانید سه ثانیه وقت بگذارید و بنویسید "تبریک".
4- وقتی از رسانههای اجتماعی برای توجیه غیر منطقی بودن استفاده میشود. بله افرادی هستند که درخواست اتاق بهتر یا تخفیف از هتل کردهاند مثلا به خاطر تعداد خوانندگان وبلاگشان.
5- وقتی عدم دسترسی به رسانههای اجتماعی باعث میشود کنترلتان را از دست بدهید و تا حدی خل وضع بشوید. به تجربهی شخصی خودتان فکر کنید، محدودیت در دسترسی به رسانههای اجتماعی تا چه حد بر زندگی شما تاثیرگذار است؟

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر