برای روزنامهنگاران کار با توئیتر میتواند مثل راه رفتن روی یک خط باریک باشد. در حالی که بیشتر سازمانهای خبری اجازه ساخت اکانت و فعالیت در آن را میدهند، فقط تعداد کمی از آنها مرامنامهی مشخصی برای فعالیت درشبکههای اجتماعی تهیه کردهاند. بنابراین حتی زمانی که شما در مرخصی هم هستید، یک نوشتهی 140 کارکتری یا کمتر ممکن است حسابی باعث دردسرتان بشود. اینجا ما به داستان هشت ژورنالیستی میپردازیم که بهتر بود قبل از فشردن دکمه توئیت یک بار دیگر هم فکر میکردند.
1- اکتاویا نصر
یکی از شناخته شدهترین افرادی که شغلش را به خاطر یک توئیت از دست داد اکتاویا نصر بود، سردبیر سابق بخش خاورمیانه در سی ان ان که در جولای 2010 توئیتی برای درگذشت سید محمد فضلالله رهبر معنوی حزبالله لبنان داشت، و در آن هم به ناراحتیش از این خبر اشاره کرد و هم به احترامی که برای او قائل بود. مسئلهای که خشم گروههای حامی اسرائیل را به دنبال داشت، و اگر چه او بعدا از این بابت عذر خواهی کرد، اما در نهایت از طرف مقامات بالاتر سی ان ان اخراج شد، چون از نظر آنها او به عنوان سردبیر ارشد در بخش خاورمیانه باید سیاست میانهروی را در پیش میگرفت.
2- برایان پدرسن
مقامات آریزنا دیلی استار در سپتامر 2010 برایان پدرسن را به خاطر رفتار نامناسب و غیر حرفهای اخراج کردند. او در چند توئیت از روزنامهای که در آن کار میکرد به انتقاد پرداخت، اداره کار آمریکا هم بعدا طرف روزنامه را گرفت و به قانونی بودن این اخراج رأی داد.
3- گاوین میلر
گاوین میلر گویندهی سابق رادیو در استرالیا بود که به خاطر آنچه پافشاری بر نقض سیاست رسانههای اجتماعی سازمانش خوانده شد کارش را از دست داد. او در یک توئیت به یک گروه فشار مسیحی توهین کرد، این اتقاق در روز تجلیل از سربازان جنگ جهانی اول در استرالیا و نیوزلند رخ داد. بعد از آنکه این گروه فشار مسیحی در توئیتی نوشتند که این سربازان برای کشوری نجنگیده بودند که از اسلام حمایت میکند. میلر که نظر دیگری داشت در اشارهاش به آنها "کثافت" خطابشان کرد.
4- دامیان گودارد
یک خبرنگار ورزشی کانادایی که برای Rogers Sportsnet کار میکرد هم یکی از روزنامهنگارانی است که شغلش را بخاطر یک توئیت از دست داد، توئیت او علیه ازدواج همجنسگراها بود. او در توئیتی به حمایت از تاد رینولدز پرداخت و نوشت که او هم از سنتها و معنای واقعی ازدواج حمایت میکند، اشارهی او به توئیت قبلی رینولدز بود که در آن این کارگزار هاکی به طور علنی از یک بازیکن نیویورک رنجرز که در یک آگهی حمایت از ازدواج همجنسگرایان ظاهر شده بود انتقاد میکرد.
5- دیوید شوستر
اخراج او یک افتضاح توئیتری نبود، اما او مورد توبیخ رسمی رئیسش در MSNBC قرار گرفت. در ژانویه 2010 شوستر یک پاسخ مرسوم را برای جیمز او کِفی، یک فعال و روزنامهنگار محافظهکار فرستاد. از نظر MSNBC این توئیت نامناسب بود و اکانت او برای هفتهها غیر فعال شد، آیا مقامات MSNBC از او خواسته بودند که آن را خاموش کند؟ قضیه هیچوقت کاملا روشن نشد، اما میشود حدس زد که ماجرا اینگونه بوده است.
6- کاترین دِوِنی
او کار حرفهایش به عنوان یک ستوننویس روزنامه استرالیایی The Age را از دست داد، بعد از چند اظهار نظر عجیب و غریب در توئیتر، مشکلدارترین آنها وقتی رخ داد که او برای پوشش خبری یک مراسم اهدای جوایز در آگوست 2010 شرکت داشت. او توئیتی نوشت که برای دختر مورد بحث او که فقط 11 سال داشت توهینآمیز بود، بر همین اساس سردبیر The Age گفت که دیدگاههای او با استاندارهای که ما میخواهیم هماهنگ نیست.
7- رنه گُرک
در آگوست 2010 همان وقت که او شغلش را در رادیو آرکانساس از دست داد شایعات شروع شدند، بیشتر به خاطر اینکه او در یک کنفرانس خبری تیم آرکانساس کلاه Florida Gators ها را بر سر گذاشته بود، و بابی پترینو مربی تیم دانشگاه آرکانساس آشکارا از این حرکت انتقاد کرد و او و شنوندگانش را مورد سرزنش قرار داد. اما از قرار معلوم گناه به گردن یک توئیت افتاد، زیرا دان استور که رئیس او بود در یک مصاحبه گفت، گُرک در توئیتی نوشته که ترجیح میدهد مسابقات Gators را گزارش کند تا آرکانساس را ، و ما نمیتوانیم به کارمندانمان اجازه دهیم که مسابقات دیگری را گزارش کنند در حالی که در توئیتر از ترجیح خودشان مینویسند.
8- مارک مُلیستن
او به طور موقت در سال 2010 از همکاری با MSNBC کنار گذاشته شد، بخاطر توئیتهای دشمنانه اش علیه جو اسکاربورگ. ماجرا از آنجا شروع شد که اسکاربورگ در مصاحبهای گفت که رسانهها بعضی خبرهای بخصوص را نادیده میگیرند، و مُلیستن از طریق توئیتر پاسخش را داد، با اشارهای که به داستان مرگ یکی از کارمندان او داشت، بعد از این دعوا بین آنها حسابی بالا گرفت. در نتیجه: فیل گریفین رئیس MSNBC ایمیلی برای مُلیستن فرستاد و نوشت "من از کارهای زشتت بر علیه جو در توئیتر آگاه شدم و از همکارانم خواستم یک استراحت طولانی به تو بدهند. به نظر من شیوه ی اظهار نظرهایت ضعیف و برای یک گفتگوی مدنی کاملا غیر ضروری بود."

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر