مدتی پیش وقتی ژنرال استنلی مک کریستال فرمانده نیروهای آمریکایی و ائتلاف در افغانستان به خاطر اظهاراتش در مصاحبه با مجلهی رولینگ استون به آمریکا فراخوانده و درنهایت از کار بر کنار شد، یکی از بحثهای حاشیهای که در رابطه با این رویداد پیش آمد به روش مصاحبه مایکل هاستینگز بر میگشت و این پرسش مطرح بود که آیا روش هاستینگز در این مصاحبه ارتباطی هم با "Gotcha ژورنالیسم" داشته است یا نه؟ در آن زمان جستجوی من در منابع فارسی روزنامهنگاری که در دسترس داشتم از جمله دو کتاب واژهنامه روزنامهنگاری و ارتباطات به نتیجهای نرسید و اثری از این اصطلاح در آنها نیافتم.
آنچه در پی میآید برگردانی از روایت فعلی ویکیپدیا دربارهی این اصطلاح کمتر شناخته شدهی روزنامهنگاری است.
Gotcha ژورنالیسم
اصطلاح Gotcha ژورنالیسم برای تشریح شیوههایی از مصاحبه به کار میرود که طراحی میشوند برای به دام انداختن مصاحبه شونده و فراهم کردن زمینهی اظهار نظری از او که در نهایت آسیبزننده و رسواییآور است برای شخصیت، صداقت یا شهرت فرد. هدف ساختن فیلم یا ضبط صدای مصاحبه است که میتواند به طور گزینشی ویرایش، گردآوری و در نهایت برای نشان دادن سوژه در وضعیتی نامطلوب پخش یا منتشر شود.
تکنیکها
منحرف شدن از عنوان مصاحبه، سپس چرخاندن آن به طرف یک موضوع مناقشهبرانگیز، پیش بردن مصاحبه شونده به طرف پذیرفتن یک جواب خاص، همچنین مواجه کردن او با مطالب از پیش آماده و طراحی شده برای متناقضنمایی و بیاعتبار کردن موقعیت شخص، حملهی مداوم برای برهم زدن تمرکز تا سپر انداختن آنها و رسیدن به پاسخ دردسرساز، از جمله تکنیکهای Gotcha ژورنالیسم محسوب میشوند. یک تکنیک دیگر سکوت بعد از پاسخ مصاحبه شونده است که معمولا باعث میشود شخص برای پر کردن آن چیزی بگوید. طراحی Gotcha ژورنالیسم معمولا برای نگه داشتن مصاحبه شونده به روشهای مختلف در وضعیت دفاعی است، به طور مثال: با درخواست از مصاحبه شونده برای توضیح برخی اظهارات که از بافت اصلی دیگر متنها خارج شده و میتوانند به طور مؤثری مانع شوند تا مصاحبه شونده بتواند بحثهای مورد نظر خودش را دنبال کند.
هدف Gotcha ژورنالیسم همیشه از پیش برنامهریزی شده و برای رسوا ساختن یا بیاعتبار کردن مصاحبه شونده بوسیله شکل دادن تصویری متناقضنما، بد نهاد، فاقد صلاحیت یا غیراخلاقی از شخص است. این تاثیر از طریق تکرار نمایش گزینش شدهای از گفتههای شخص در سخنرانی عمومی و در ادامه دستچین کردن صحنه یا تصاویری که برای تقویت کردن ذهنیتی منفی از مصاحبه شونده ترتیب داده شده به دست میآید.
البته برخی از این روشها میتوانند برای بررسی موضوعاتی که موارد واقعا رسواییآوری در آنها پنهان است بکار روند یا آشکار کردن کاری اشتباه که انجام شده، در واقع خط تمایز ظریفی بین روزنامهنگاری سالم و Gotcha ژورنالیسم وجود دارد.
نمونهای از Gotcha ژورنالیسم: شهرداری را در نظر بگیرید که در یک سخنرانی ادعا می کند وضعیت اشتغال در دوران تصدی او به بالاترین میزان رسیده است. از طرف دیگر رسانههای خبری ممکن است تکرار و پیگیری این سخنرانی را با نمایش صفهایی از مردان و زنان ناامیدی همراه کنند که به اداره کار مراجعه کردهاند، و حتی پخش مصاحبهای که در آن از یکی از این اشخاص خواسته میشود که نظرش را دربارهی این سخنرانی شهردار بیان کند. مصاحبه شونده در این وضعیت ممکن است طعمهی سوالهایی قرار بگیرد که جوابی کاملا آشکار دارند، مثل این سوال: شهردار میگوید که میزان بیکاری در پایینترین حد است، شما چه پاسخی دارید؟
یکی دیگر از روشها در Gotcha ژورنالیسم به مسیر غلط بردن مصاحبه است با پخش بخشهایی از اظهارات قبلی خود شخص یا گمراه کردن مخاطب درخصوص اینکه عقاید کارشناسی چگونه بدست آمدهاند. برای نمونه: فیچر (feature) بخصوصی را در نظر بگیرید که دربارهی مصرف مواد مخدر در مدارس تهیه شده است. در اینجا ممکن است "کارشناس" برای اضافه کردن بار احساسی گزارش آماری مصنوعی ارائه کند که اشاره دارد به افزایش سه برابری استفاده از مواد مخدر در مدارس حومه شهر، و این پرسش را مطرح کند که چه میتوان دربارهی این آمار گفت اگر واقعی بود. متخصصی ممکن است درباره این موضوع چنین بگوید، " اگر این مسئله در حال اتفاق افتادن است، این روند نگران کننده خواهد بود، اما خدا را شکر که اینطور نیست" برای بیاعتبار کردن نظر این متخصص شکل نهایی کلیپ ممکن است به این صورت ارائه شود " ما از آقای دکتر اسمیت خواستیم تا نظرشان را دربارهی استفاده از مواد مخدر در مدارس بیان کنند" و در ادامه کلیپ قسمتی از نقل قول آورده میشود که در آن اینگونه به نظر میرسد که دکتر اسمیت در پی انکار هر گونه استفاده از مواد مخدر در مدارس است.
در حالت دیگر نقل قول دکتر در قالبی قرار میگیرد که به خواستههای گزارشگر تحقق میبخشد، در این حالت در گزارش گفته میشود، "ما از دکتر اسمیت درباره افزایش استفاده از مواد مخدر سوال کردیم" گزارش با این گفته دکتر اسمیت دنبال میشود " این روند نگران کننده خواهد بود".
دستکاری نقل قولها، تصاویر و صحنههای آرشیوی در هنگام ویرایش معمولا عادی است بخصوص برای مجلات خبری و نمیتوان آنها را Gotcha ژورنالیسم محسوب کرد تا زمانی که یک کوشش عمدی برای گمراه کردن مصاحبه شونده، کارشناس یا مخاطبان در آن دیده نشود.
یک شیوهی رایج دیگر پیدا کردن موارد استثنایی و تعمیم دادن عمومی آن است که از طریق یک گوینده یا مصاحبه شوند ارائه میشود. مثلا وقتی در هفتههای بعد از توفان کاترینا مقامات دولتی آمریکا اظهاراتی در ساماندهی و پیشرفت امور داشتند، تعدادی از رسانهها به دنبال مخابرهی این گفتهها، فیلمهایی از آبگرفتگی خانهها، فرار مردم، به همراه مصاحبه با افرادی پخش میکردند که همچنان متاثر از فاجعه بودند. اظهارات مقامات میتوانست درست یا دروغ باشد اما نشان دادن برخی از مشکلات که وجود داشتند نمیتوانست به طور کلی عدم پیشرفت را اثبات کند.
تاریخچه
اصطلاح Gotcha ژورنالیسم از یک تیتر خبری سال 1982 روزنامه سان انگلیس میآید. در این تیتر برجسته "GOTCHA" اشاره داشت به رویداد جنگ فالکند. ( این تیتر در حقیقت اظهار غروری بود برای موفقیتآمیز بودن حملهی انگلیسیها و ربطی به آنچه بعد "Gotcha ژورنالیسم" نامیده شد نداشت).
یکی از اولین نقل قولها که در آن به عبارت "Gotcha ژورنالیسم" اشاره شده، کاربرد آن توسط استارت کی اسپنسر در روزنامه لسآنجلس تایمز در سال 1987 است.
شرح کاملی از آن نیز در در کتاب Stick It Up Your Punter نوشتهی کریس هری وجود دارد. این عنوان همچنین در فیلمی که در سال 1994 دربارهی شغل روزنامهنگاری با عنوان The Paper تهیه شد بهکار رفته است، فیلمی که بر اساس بخشی از کتاب هریس تهیه شد.
معاون سابق رئیس جمهوری آمریکا دن کوایل اشاره داشت به اصطلاح " Gotcha ژورنالیسم" در سال 1999 در جریان یک مصاحبه talk-show به میزبانی دیوید لترمن.
در خلال انتخابات رئیس جمهوری آمریکا در سال 2004، ستوننویس روزنامه وال استریت ژورنال، Gordon Crovitz پیشنهاد داد که اصطلاح " Gotcha ژورنالیسم" به شدت از سوی مدیران مبارزات انتخاباتی جمهوریخواهان برای کاستن از اعتبار مصاحبههای روزنامهنگاران درباره جنگ عراق به کار رود.
سلام
پاسخ دادنحذفاين روش يه جورايي در برنامه فردوسي پور و نود ديده ميشه نه ؟؟
شهباز جان درست است، فردوسیپور کم و بیش این شیوه را در برنامهش بهکار برده، اما بخشی از مسئله هم به این برمیگردد که آدمهایی که طرفش هستند تا حد زیادی پرت بودند و بدون هیچ مشاوره و تجربهای روبروش نشستند، وگرنه در سطح جهانیش اگر نگاه کنیم آدمهای مشهور در دنیا کمتر پیش میآد که بدون مشورت و اطلاعات کافی از آنچه ممکن است در برنامهای اتفاق بیافتد در آن شرکت کنند، بخصوص سیاستمدارها که خیلی مراقب نیافتادن در این دامها هستند.
پاسخ دادنحذف