۱۳۸۸ آبان ۲۶, سه‌شنبه

طلسم جانِ نوشتن

متن، گاهی ادامه‌ی آرام منطق یک زندگی روزمره است در همان بی منطقی هرروزه‌اش.آشوب متن، آشوب سرخ هوا، خیابان، کوچه و اتاق را با خود می‌آورد. مرکب نوشتن، سورئالیسم زندگیست، قصاب متن نه عقلانیت، همان عاقلانه نوشتن است. نویسنده در روان پریشی کلمه، زیبایی جنون را پیدا می‌کند و خون کشتن و کشته شدن .





نوشتن شهوت‌انگیز است، لذتی برهنه، مجذوب اشتیاق؛ در مقابل حزن جنون ضد قهرمانانه‌ی یک قهرمانِ فرهنگی، آنوقت که آزادی در زیر بار فرهنگ خفه می شود.




و خواننده عذابیست مضاعف در بازی مبتذل مبادله‌ی نشانه ها، وقتی نوشتن، اضطرار نوشتن نیست.




متن شیئی که زنده زنده می‌میرد، مرده مرده می‌جنگد، ملال نهیلیسم؛ سوژه‌ای خود شیفته و منحرف، متکثر در ابژه‌های هرزه و ناب.




برای ترس قاعده‌ای وجود ندارد. هراس فردا و گریز از امروز.




نوشتن همان زبان حقیقیت بود که حقیقت را بلعید: نویسنده، متن و خواننده در دام‌ ایدئولوژی کلیشه ها.


متن سقراط است و اخلاق آنارشیسم.

۵ نظر:

  1. سلام
    خوشحالم که اولین نفر هستم که وبلاگت را تبریک می گویم.می دانم که در کار وبلاگ هم چون دیگر کارها موفق خواهی بود .
    نویسا باشی

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام...

    خوش حالم که شما هم در وبلاگ می نویسید ... اگر چه گاهی خواننده عذابیست مضاعف اما همواره این عذاب مضاعف خواهم بود!
    نوشتن شهوت انگیز است ...
    و من متنی را دوست تر می دارم که زیبایی جنون را در آن بیابم نه آن که ادامه ی آرام منطق یک زندگی روزمره است و لاجرم در همان بی منطقی هر روزه اش.

    وبلاگ مبارک !

    از خواندتان بی نهایت خوش حال شدم

    موفق باشید و نویسا

    پاسخ دادنحذف
  3. ممنون از اینکه خبر دادید. من هم شما دوست گرامی و عزیز را لینک کردم.
    وبلاگ فرصتی خواهد بود تا از شما بیشتر بخوانیم.
    موفق باشید

    پاسخ دادنحذف
  4. مطلبی جدیدی برای مطالعه ی شما دوست گرامی دارم : آشفته بازار ترجمه و نشر کتاب در ایران

    پاسخ دادنحذف